تبلیغات
عاشقانه های من و من - عاشقانه های نازی

کسی را که قسمت دیگریست

سر راه ماقرار نده

تا که شب های دل تنگیش برای ما باشد

و

روزهای خوشش برای دیگری   ...

                                                        خدایا

هرگز کسی را به آنچه قسمتش نیست

عادت نده

شاید تنها دل خوشیش شود   .....

 

  

 

به سلامتی خودم که میتونستم بهت خیانت کنم طوری که حتی روحتم خبر دار نشه ولی نکردم  ...

به سلامتی خودم که وقتی تو زندگیم بودی همه موقعیت های خوب رو از دست دادم اما باز به پات موندم.....

به سلامتی خودم که حرف همه رو به جون خریدم اما جانزدم...نرفتم....موندم

به سلامتی خودم که همه حرفام ...احساساتم واقعی بود اما تو فک کردی دروغه.....

به سلامتی خودم که خیلی وقته رفتی ولی هنوز با کسی نیستم ....

به سلامتی خودم که میدونم کاری رو که تو با من کردی رو من هیچ وقت با کس دیگه ای نمیکنم....

...

...

...

و چه ارزان عشق من را فروختی

  

بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی....
 

بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی

 

بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست

نداشتی...

بزن به سلامتی ارزوهایی که نتونستی لمسشون کنی

 

بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی

هنوزهم دوسش داری....

بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی

ولی نمیدونستی برای چی....

بزن به سلامتی دوست و ادمهایی که از پشت خنجر

زدن...

هنوز مست نشدم نگاه می کنم به انتهای شیشه و

 

اخرین پیکم ولی هنوز حرف دارم..


  

شعر کــوچـــه 

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:

یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.

 آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ی ماه فرو ریخته در آب

شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:

از این عشق حذر کن!

لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،

آب، آیینة عشق گذران است،

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، که دلت با دگران است!

تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،

چون کبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،

باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید،

ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم.

نگسستم، نرمیدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

  

زیباترین غروب: غروب عاشقان

زیباترین سنگ: دل یار

زیباترین مایع: اشک

زیباترین ناله: آه

زیباترین دف: قلب تو

زیباترین کلام :دوستت دارم . . . 

  
 

تو را در قلب شعرم می گذارم 

تو را بر لحظه هایم می نگارم

تویی چون نبض شعری عاشقانه

تمام لحظه ها را می سرایم

 

  
 
 
اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ،

 

به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای

 

مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی

 

که هیچ دلیلی برای تمام شدن  نداری

چهارشنبه 29 آبان 1392 ساعت 12:08 ق.ظ غریبه عاشق نظرات


برچسب ها

آرشیو

موضوعات وبلاگ

نویسندگان

نازنین ضیائی
تعداد پست ها: 6


غریبه عاشق
تعداد پست ها: 38


درباره من

هر کجا محرم شدی چشم از خیانت باز دار

وبلاگ من

طراح قالب: NEGASH.IR

ارائه کننده متفاوت ترین قالب ها برای سرویس های وبلاگدهی فارسی

نظرسنجی

» در ازدواج کدام گزینه های زیر اول اولویت دارد؟